السيد الخميني

5

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )

شرح « السريّة » قطعة من الجيش . يقال : خير السّرايا أربع مائة رجل . [ 1 ] باقى الفاظ روايت معلوم است . بدان كه انسان اعجوبه‌اى است داراى دو نشئة و دو عالم : نشئهء ظاهر ملكيهء دنيويه كه آن بدن او است ، و نشئهء باطنهء غيبيهء ملكوتيه كه از عالم ديگر است . و نفس او ، كه از عالم غيب و ملكوت است ، داراى مقامات و درجاتى است كه به طريق كلّى گاهى تقسيم كرده‌اند آن را به هفت قسمت [ 2 ] ، و گاهى به چهار قسمت [ 3 ] ، و گاهى به سه قسمت [ 4 ] ، و گاهى به دو قسمت . و از براى هر يك از مقامات و درجات آن جنودى است رحمانى و عقلانى ، كه آن را جذب به ملكوت اعلى و دعوت به سعادت مىكنند ، و جنودى است شيطانى و جهلانى كه آن را جذب به ملكوت سفلى و دعوت به شقاوت مىكنند . و هميشه بين اين دو لشكر جدال و نزاع است ، و انسان ميدان جنگ اين دو طايفه است : اگر جنود رحمانى غالب شد ، انسان از اهل سعادت و رحمت است و در سلك ملائكه منخرط ، و در زمرهء انبيا و اوليا و صالحين محشور است ، و اگر جنود شيطانى و لشكر جهل غالب آمد ، انسان از اهل شقاوت و غضب است ، و در زمرهء شياطين و كفار و محرومين محشور است . و چون در اين اوراق بناى تفصيل نيست ، به بعضى مقامات نفس اشاره كرده و وجوه سعادت و شقاوت آن را اجمالا بيان نموده ، كيفيت جهاد نفس را در آن مقام بيان مىكنيم . إن شاء اللّه . مقام اوّل و در آن چند فصل است فصل اشاره به مقام اوّل نفس بدان كه مقام اوّل نفس و منزل اسفل آن ، منزل « ملك » و ظاهر و دنياى آن است ، كه اشعه و انوار غيبيهء آن در اين بدن محسوس و بنيهء ظاهره تابيده و او را زندگانى عرضى بخشيده و تجييش جيوش در اين بدن كرده ، و ميدان جنگ آن همين بدن است ، و قواى ظاهرهء آن ، لشكر آن است كه در اقاليم سبعهء ملكيه ، يعنى گوش و چشم و زبان و شكم و فرج و دست و پا ، بسط پيدا كرده . و تمام اين قواى منتشرهء در

--> [ 1 ] « سرّيه » نام بخشى از سپاه است . و گفته شده كه بهترين سريّه‌ها آن است كه 400 نفر باشد . از امام صادق ( ع ) نيز نقل شده است : « خير السرايا أربعمائة » . وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 103 « كتاب الجهاد » ، باب 54 ، حديث 1 . [ 2 ] حاج ملّا هادى سبزوارى اطوار هفتگانه نفس را در حاشيهء اسفار ( ج 7 ص 36 ) به اين ترتيب شمرده است : نفس ، قلب ، عقل ، روح ، سرّ ، خفى ، افخى . مرحوم شاه‌آبادى در كتاب الانسان و الفطره مرتبهء عقل را پيش از قلب مىداند . ولى صدر المتألهين چنين شمارش كرده است : طبع ، نفس ، قلب ، عقل ، روح ، سرّ ، خفى . و مرتبهء اخفى را نياورده و طبع را افزوده است . اسفار ج 7 ، ص 36 . [ 3 ] براى عقل انسان چهار مرحله بر شمرده‌اند : عقل هيولانى ، عقل بالملكة ، عقل بالفعل ، عقل بالمستفاد ، شواهد الربوبية ص - 202 - 207 . و همچنين صدر المتألهين نفس انسان را به سرّ و علن و هر يك از اين دو را به ظاهر و باطن تقسيم مىكند كه مىتواند چهار مرحله براى نفس محسوب شود . اسفار ، ج 7 ، ص 36 . [ 4 ] بو على سينا قواى نفس را در تقسيم اوّلى به سه مرتبه نفس نباتى ، نفس حيوانى ، نفس انسانى تقسيم مىكند . و تقسيم سه‌گانهء ديگر ناظر به مراتب ملك و برزخ و عقل مىباشد . و امام ( س ) در شرح همين حديث براى نفس سه مقام و مرتبه قائل شده‌اند كه مقام اوّل مقام ملك و ظاهر و دنياى نفس است و مقام دوّم باطن و ملكوت نفس است و مقام سوم را در پايان شرح حديث مورد اشاره قرار داده و بدون شرح گذارده‌اند كه همان مقام عقل است چنان كه در شرح حديث 24 اربعين آورده‌اند . [ 5 ] تقسيم دو مرتبه اشاره است به تقسيم نفس به ظاهر و باطن و يا تعابير ديگر مثل سرّ و علن ، ملك و ملكوت ، دنيا و آخرت .